پایگاه تحلیلی خبری دقیانوس - انعکاس اخبار شهرستان جیرفت |daqianus.com

 
 
به بهانه سالروز سقوط هواپیمای سی ۱۳۰ ارتش و شهادت جمعی ازخبرنگاران در ۵ آذر ۱۳۸۴ :

زندگینامه خبرنگار شهید اسماعیل عمرانی / روایت گر صادق محرومیت های زمین

۱۵ آذر ,۱۳۹۶ ساعت: ۱۷:۴۹
کد مطلب : 65357 پرینت
 

یادی کنیم از شهید اسماعیل عمرانی تنها شهید خبرنگار جنوب کرمان و سایر خبرنگاران و عکاسانی که درحادثه سقوط سی ۱۳۰ نیروی هوایی ارتش در روز ۱۵ آذرماه ۸۴ جانشان را از دست دادند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دقیانوس ما ، شهید اسماعیل عمرانی، خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کویر، در ۲۸ شهریورماه ۱۳۵۹ در شهرستان عنبرآباد استان کرمان در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و تحصیلات خود را در مدرسه‌های آزادی ،امام صادق و حضرت آیت الله خامنه‌ای پی گرفت .

شهیدعمرانی در سال ۷۸ در رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافت به تحصیل مشغول شد و پس از انصراف، رشته حسابداری دانشگاه پیام نور بم را انتخاب کرد .
او که در واقعه زلزله بم تعداد زیادی از دوستان و همکلاسی‌های خود را از دست داده بود، در سال ۸۲ با شرکت در طرح اسکان موقت زلزله‌زدگان بم ،به مجموعه جهاد دانشگاهی استان کرمان پیوست و در سال ۸۳ فعالیت خود را در خبرگزاری دانشجویان ایران، منطقه کویر آغاز کرد.
از اهم فعالیت‌های شهید عمرانی می‌توان به حضور به موقع وی در زلزله زرند اشاره کرد که ثبت تصاویر این زلزله و ارسال آن بر روی سایت خبرگزاری دانشجویان ایران از جمله اولین تصاویر ثبت شده است.
فعالیت در حوزه کشاورزی منطقه جیرفت و پیگیری اخبار آثار باستانی حاشیه هلیل رود از دیگر فعالیت‌های تاثیرگذار وی محسوب می‌شود.
شهیدعمرانی برای گسترش فعالیتهای حرفه‌ای خود به دفتر مرکزی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)در تهران عزیمت کرد و در اعزام به ماموریت برای پوشش خبری مانور نیروی دریایی ،عاشقان ولایت (چابهار)در پانزدهم آذرماه ۱۳۸۴ در سانحه سقوط هواپیمای c 130 در آسمان آرام گرفت.
راوی :مادر شهید
دانش آموز بود ، یک روز همه برای صرف ناهار منتظرش بودیم، وقتی آمد یک قاب عکس کادو شده به همراهش بود، نشست کنار سفره تا ناهار بخورد، من رفتم کادو را باز کردم دیدم عکس خودش است که با تصاویری از گلهای لاله تزئین شده است. جا خوردم، ناخودآگاه اشک از چشمانم جاری شد،احساس کردم اسماعیل یک روز شهید می‌شود، او فقط خندید.


راوی: پدر شهید
در حادثه غم انگیز زلزله بم به اتفاق اسماعیل به بم رفتیم. جهت بیرون آوردن مجروحین از زیر خانه های ویران شده مشغول کار شدیم، بدون امکانات فنی با دست خالی آوارها را بر می داشتیم. پس از ساعاتی کند وکاش خسته شدم، به اسماعیل گفتم: “پسرم برو قدری آب پیدا کن بخوریم“، گفت: زیر این آوارها مجروحین چشم انتظار کمک ما هستند، نمی توانیم برای رفع تشنگی، آنها را رها کنیم، شاید عمر یکی از آنها به قدر نوشیدن آب توسط ما نباشد.
راوی: دایی شهید
هنگامی که برای تحویل گرفتن پیکر مطهر شهید اسماعیل، به تهران رفتیم در مواجهه با پیکر شهید متوجه شدم غیر از سینه اش که کارت خبرنگاری و کارت شناسایی در آن بود بقیه پیکرش سوخته است . یادم آمد سینه ای که یاد امام حسین (علیه السلام ) را در خود داشته باشد، نمی سوزد. اسماعیل به سعادتی که می خواست رسید.
منبع: خانواده شهید
➖➖➖
💥با #دقیانوس باخبر باشید👇
https://telegram.me/joinchat/BP2kDzwEi2p4OqFApl8-tQ

 
 
اشتراک در تلگرام اشتراک در واتس اپ اشتراک در فیسنما داغ کن - کلوب دات کام اشتراک در افسران پرینت
عناوین مرتبط
 
 

*

آخرین عناوین
پربیننده ترین
پربحث ترین

 
 

You need to log in to vote

The blog owner requires users to be logged in to be able to vote for this post.

Alternatively, if you do not have an account yet you can create one here.